بهبود یادگیری درس تاریخ در دانش­آموزان سال دوم راهنمایی کوثر روستای بوریدر

ادامه نوشته

» نقش معلم در فرآیند یادگیری

ادامه نوشته

اصول یادگیری

پانزده اصل برا یادگیری

ادامه نوشته

ناوی کوردی

ادامه نوشته

اقدام پژوهی

 اقدام پژوهی

 

 

 ا

ادامه نوشته

آبادی بی آب

«آبادی بی­آب»

« اينجا بی­آبی است به دارازی  23 ساعت و 30  دقيقه در شبانه روز»

 

   منبع ذخیره­ی آبی که در این تصویر دیده می­شود، یکی از 350 منبع آبی است بر پشت بامهای آبادی؛ با زبان بی­زبانیش از زبان سیصد و پنجاه خانوار و جمعیتی بالغ بر 1300 نفر لب به سخن گشوده و ما ( البته شما مسؤلان) را به مصداق آیه­ی کریمه­ی « و جعلنا من الماء کل شیء حی» سوگند می­دهد که از روی ترحم هم شده به آبادی و به ته پر از بی ­آبی­مان سرکی بکشید؛ که فردا شاید پس­فردا ما نیز همین سرنوشت تصویر بعدی در راه­مان باشد. بی آبی، مهاجرت، ترک، ویرانی و ... .

چند سالی­ست به هوای تأمین آب وعده داده شده دل سوخته و تشنه را خوش کرده­ تا آن را بخُنکانیم و عطش را با آن زلال بخاموشانیم.

    زمستانها را لب به نزولات آسمانی گشوده که خوان نعمات بی­دریغش را به هیچ کس و البته به هیچ چیز نمی­دریغاند و نیز به کرم و لطف کشاورزان، از آب جاری زمینهای کشاورزی روزی فقط یک ساعت در این فصل تعطیلی کشاورزی یعنی زمستان استسقا ­شویم. با آمدن فصل ربیع و صیف لرزه و رعشه بر اندامها و از همه بیشتر بر دستان لرزان پیر زنان و پیر مردان و کودکان افتاده در آوردن آب با کوزه­ها و گالونها! چه سرنوشت داغی در تابستان و بهار! خدا را چه کنیم از بی آبی؟ روزی یا نه دو شاید هم سه روز فقط 00:30 دقیقه آب! به کجا می­رسد نیم ساعت آب؟ نوشیدن؟ شستن لباسهای چرکین؟ احشام و مرغان؟ گلها؟ درخت نیمه جان جلو در؟ و... ؟ دیواره­های تانکرهای آب بر روی بامها گویی در تنوره­ی آتش کوره­خان تافته شده­اند حتی گنجشکها هم یاراستن آن را ندارند که پنجه بر آنها بگذارند. صف پیران در جلو چشمه­های اطراف آبادی بی آب با دبه و گالون و کوزه کشیده شده­ست به درازنای شب و روز یعنی 23 ساعت و 30 دقیقه. یا با تراکتور و یا با استر و الاغ از زمینهای زراعی اطراف، کشیدن آب.! ( اینجا آبادی بی آب بؤذيةر = بوریدر از توابع شهرستان سروآباد است، اینجا ساعت به درازای 23 تا 23:30 بی آبی است در یک شبانه روز و طولانی­ست به اندازه­ی لوله­های نکشیده شده از چاه حفر شده واقع در دوآب که چند سال است برای کندنش هزینه شده و کار کارشناسی شده حتی انتقال آن به مناقصه گذاشته شد ولی معلوم نشد که چی شد؟ حالا سخن از کفاف نبودن آبش سخن به میان آمده است و در راه چاره­ای رندانه در مکانی دیگر است دوران چون عقربه­های ساعت ( چون این کار چندین بار است که به ورطه­ی آزمایش می­رود. نکند باز ... و آب کفایت نکند، نمی­دانم شاید هم خدای ناکرده یا شاید ...؟ ) ولی هر چه هست یا شود اینجا آبادانی­ای بی آب است چندین سال؛ کیست که تحمل نکند این رنج یک روزه را تا برسد به سالها؟ غیر از ... .!؟

شما را و خدا را فکری؛ اینجا هر روز 1300 نفر نشنه­اند و دو ماه فقط به اندازه­ی یک روز آب هست.

از: ساکنین بی + آب+اد+ی بوریدر  

به: نمي­دانم