هفت جا ، نفس خویش را حقیر دیدم  

هفت جا ، نفس خویش را حقیر دیدم 


نخست : هنگامیکه به پستی تن می داد تا بلندی یابد.


دوم : آنگاه که در برابر از پاافتادگان ، میپرید.


سوم : آنگاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید.


چهارم : آنکه گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند ، خود را دلداری داد.


پنجم : آنگاه که از ناچاری ، تحمیل شده‌ای را پذیرفت و شکیبایی‌اش را ناشی از توانایی دانست.


ششم : آنگاه که زشتی چهره‌ای را نکوهش کرد ، حال آن که یکی از نقاب‌های خودش بود.


هفتم : آنگاه که آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت. 


شعرطنز سهراب سپهری

هر كجا هستم، باشم به درك!

من كه بايد بروم!

پنجره، فكر، هوا، عشق، زمين، مال خودت!

من نمي دانم نان خشكي چه كم از مجري سيما دارد!

تيپ را بايد زد!

جور ديگر اما…

كار را بايد جست.

كار بايد خود پول. كار بايد كم و راحت باشد!

فك و فاميل كه هيچ…

با همه مردم شهر پي كار بايد رفت!

بهترين چيز اتاقي است كه از دسته چك و پول پر است!

پول را زير پل و مركز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم كو!

معرفی چند شاعرکرد

معرفی اجمالی خداوندگاران شعر وادب کردی
 حضرت نالی

 در سال2499 بود که شهرشهرزور (سلیمانیه) نوید به دنیا آمدن پسری را داد که بعدها اورا امپراطور مسلم شعر کردی لقب دادند.نام وی خدر بود وبعدها در شعر نالی تخلص می کرد.درباره تخلص وی نظرات گوناگونی وجود دارد که ازجمله مصحح ودانشمند بزرگ کرد ملا عبدالکریم مدرس است که نالی رامنسوب به نی می داند که نی درزبان کردی با لفظ نال به کار برده می شود .نالی برای کسب معارف وتحصیلات به شهر های قره داغ،سلیمانیه ،مهابادوسنندج رفته واز مریدان مولانا خالد نقشبندی است.وی درسال 2535بعد از سفر حج به شهر استانبول کوچ میکند واز نزدیکان احمد شاه بابان می شود که خود از ادب پروران کرد به شمار می رود.نالی شاعری است به سه زبان فارسی،عربی،وترکی هم شعر سروده است.اشعار وی مسلماً از نمونه های اعلای شعر کلاسیک کردی می باشد .نالی در میان شاعران ایرا ن زمین شیفته کلام حافظ بود و فکر واندیشه حافظ برشعر وی سایه انداخته بود.یکی از استادان شعر کردی درباره نالی می گوید:کاش در همه خانه ها یک دیوان شعر نالی در  زیر کتاب قرآن قرار داشت که خود گواه بزرگی این شاعر کرد است.وی در2553سال در شهر استانبول دارفانی را وداع گفت ودر کورستان ابو ایوب انصاری به خاک سپرده شد.

آن زلف مشک بار بدان روی چون نگار

گر کوته است ، کوته ی از وی عجب مدار

شب در بهار ميل کند سوی کوتهی

آن زلف چون شب آمد و آن روی چون بهار

                   هه ژار

عبدالرحمان شرفکندی متخلص به هه ژار فرزند حاج ملا محمد در سال2622  کردی در شهر مهاباد ستاره زندگیش شروع به درخشیدن کرد او خواندن ونوشتن را از حجره های مساجد کردستان شروع کرد .اما جریانات سیاسی سبب شد که در بیست وچهار سالگی آواره شهر عراق شود .بعد از چند سال به طرف لبنان رفت.ودو سال در آنجا اقامت کرد وبعد از آن به سوریه رفت هنگامی که نظام پادشاهی در عراق از بین رفت.هه ژاربه عراق آمد وبا ملا مصطفی همدیگر را ملاقات کردند .در سال2675 به ناچار همراه با بارزانی به طرف ایران می آید.او زبان های عربی قبل از اسلام لهجه های عربی عراق،سوریه،ولبنان،ومصر وزبان ترکی استانبولی وآذری وفارسی وکردی را به خوبی می دانست.اومردی بسیار خستگی ناپذیر بود وهیچ گاه دست از تحقیق برنداشت اودر سال2691 درشهر کرج دارفانی را وداع گفت.

                       بیکه‌س

نامش فایق فرزند عبدالله بیگ در سال1905 دیده به جهان گشود.اوشاعری آزادی خواه بود که کمترین ترسی در دل نداشت.وهرگز به دنبال شهرت ومقام  خود را سرگردان نساخت .وزندگی وشعرش را در خدمت مردم قرار داد اوغیر زبان های کردی،عربی وفارسی به زبان انگلیسی نیز مسلط بود.سخنان طنز آمیز وگفتار نغز بیکس در میان مردم سلیمانیه دها ن به دهان می گشت وتا امروز همچنان هم باقی مانده است. او دو بار در طول زندگی خود ازدواج کرد مرگ اولین زن خود درزندگی  وی بسیارتاثیرعمیق می گذارد .اما از زن دومش صاحب پسری می شود که بعد ها شعر کردی رابه جها نیان معرفی می کنداوکسی جز شیر کو بیکه‌س نیست .

 

                           قانع

اگر بخواهیم زندگی پر از شکنجه67 قانع را بر روی کاغذ جاری کنیم کاری بس مشکل خواهد بود .ودر این سطور نخواهد گنجید.اودر سال1318 هجری قمری(ه.ق) دریکی از روستا های شهر سلیمانیه به دنیا آمد وهنوز40روز از عمرش سپری نشده بود که از نعمت پدری محروم می گردد.هنوز دو سال بیشتر عمر نکرده بود که مادر ش را از دست داد.شیوه شعری وی،نوعی دلداری مردم کرد است.که از زبان یک شاعر رنجیده جاری می گردد. قانع تا زنده بود برای مردم زندگی کرد ودر زندگی دنیا جز رنج چیزی نیندوخته بود.او نیز مانند تنی چند از شاعران شاخص کرد در زبان وادبیات کر دی تاثیر گذار ودارای نوعی سبک خاص در شعر کوردی می باشد.او در سال1385ه.ق دار فانی را وداع گفت.

                            وه فایی

در آسمان پر ستاره شاعران کرد یکی از روشن ترین شاعران میرزا عبدالرحیم وفایی است.او شاعری بسیار نازک دل وگویی سبکی را که در شعر فارسی هندی می خوانند،نمونه های اعلایش می تواند شعر وفایی باشد.عشق وتوصیفات طبیعت در وفایی نمود خاصی دارد به گونه ای که کمتر شعری از وفایی هست که از طبیعت تاثیر نگرفته باشد.او دیوان شعریش دو بخش است یکی به زبان کردی ودیگری به زبان پارسی است.حاسدان به او در دوران زندگیش تهمت عاشقی را داده بودند.اما وفایی آنها رابه پارسایی دعوت می فرمود سرانجام هنگامی که بعد از سومین سفرش از زیارت خانه خدا در شام دار فانی را وداع می گوید روحش شاد.

                              سواره ئیلخانیزاده    

این شاعر در سال 1316در روستای ترجان در حد فاصل بوکان وسقز پا در میان زندگی گذاشته ودر رشته ی حقوق موفق به اخذ لیسانس شده ودر سال1346در سازمان صداوسیمای ایران در بخش کردی مشغول فعالیت شد،ودر راه توسعه  زبان وادب کردی تلاش بی وقفه ای نموده تادر سال 1354در سن 38 سالگی در تهران از دنیای فانی رخت بربسته وپیکرش در روستای حمامیانی از توابع بوکان به خاک سپرده شد.سواره به دو شیوه ی کهن ونو شعر گفته که حقیقت اشعارش سلیس وروان وزیبا وشور انگیز است وبا عبارات وواژه های زیبا وساده ی کردی قرین گشته است.همچنین از وی تعدادی نثر ارزشمند وداستانهای زیبای کردی به یادگار مانده است از آثار وی می توان به «خواب سنگی »«شب وگرگ ومیش »و... اشاره کرددر ضمن میتوان گفت او در تکامل شعر نو کردی نقش بسزایی داشته واز ادامه دهندگان راه شعری گوران (پدر شعر نو کردی)بوده است

                       هیمن

هیمن این شاعر بلند مرتبه یکی از ستاره های درخشان آسمان ادب کردی است که در سال 1300شمسی در روستای لا چین از توابع مها با د دیده به جهان گشود.اشعار هیمن سلیس وروان ،زیبا وشور انگیز است واحساسات هر کرد وطن دوستی را بر می انگیزد.هیمن در نوشتن داستان کوتاه دستی توانا داشته وچند جلد را از زبان فارسی به زبان کردی ترجمه کرده است.هیمن درسال1365درسن 65سالگی دارفانی را وداع ودر قبرستان مهاباد به خاک سپرده شد.ازآثار او می توان به یک دسته گل ویکدسته نرگس ،دیوان تاریک وروشن  ناله ی جدایی،کوچگه خالی،وهمچنین ترجمه ی کتاب شاهزاده وگدا وتحفه ی مظفریه و...اشاره نمود.

               گوران  پدر شعر نو کردی

گوران یکی از شاعران بسیار والا مقام سده ی بیستم به شمار می رود که در سال 1282شمسی در حلبجه دیده به جهان گذاشت می توان گفت که گوران در کردستان پایه گذار شعر نو کردی با فکر تازه وبکر بوده است.گوران به جز زبان مادری به زبانهای فارسی ،عربی وانگلیسی نیزآشنایی فراوانی داشته واز ادب وهنر آن زبانها نیز تاثیر پذیرفته است.گوران ابتدا مانند شاعران پیشین با سبک کهن شعر گفته ولی بعداًاین شیوه را کنار گذاشته ودر فکر اندیشه ای تازه وانقلابی در شعر وادب کردی می افتد.او تقلید را کنار گذاشته وخود را اسیر قافیه ووزن شعری نکرده واز طبیعت زیبای کردستان بهره برده چون در مکتب طبیعت زادگاهش پرورش یافته وهرگز این وآن را مدح نگفته وتا آخرین لحظات  زندگی سر افراز زیست

__________________
مرا سر نهان گر شود زير سنگ -- از آن به كه نامم بر آيد به ننگ
به نام نكو گر بميــرم رواست -- مرا نام بايد كه تن مرگ راست

ماموساهیمن

هیمن مانند همه دیگر شاعران آرزوها و امیدهای خود را در اشعارش بازگو می کند ، ولی آرزوها و آمالش بیشتر برای ملت و قومش می باشد تا برای خویشتن .او مانند شاعری آگاه ، قسمتی از بار سنگین منت و بدبختی که بر روی ملت و قومش نشسته است را با تمام احساسات و توانایی ها ی شاعرانه ی خوددر همه لحظات چه شادی و چه غم و بدبختی بیان می کند . بیان می کند آنچه که در تاریخ ملتش شاهد آن بوده و احساس کرده است .

اشعار هیمن از همان آغاز از قالبی که اشعار آن زمان به آن گرفتار بودند خارج بوده و حتی پیشاهنگی برای دیگر اشعار بوده است . با اینکه زبان شعر هیمن زبان احساسات عاشقانه و دلدارانه است ، اما از مبارزه و آزادی و راه چاره برای خاک و ملتش و بیان طبیعت کوردستان هم غافل نمی شود . به راستی که آن شاعر زبان پرور و بزرگ و موفق ، توانست آن راه را که ، آمیختن عشق و علم و مبارزه در زندگی ادبی خود بود ، با موفقیت به سر ببرد و این یکی از خصوصیات شعری هیمن است که آن را به اوج و رسایی می رساند .

این خصوصیت در بسیاری از اشعار هیمن روشن است . نمونه ایی کامل از این هنر ، در چند شعر به خصوص در "فرمێسکی ڕنوو" مشهود است :

شاعیرم، جوانیپه‌رستم، دڵته‌ڕم، شێـــــــــتم له‌ شۆق
کێوی بژوێن، دیمه‌نی جوان، ده‌شتی ڕه‌نگینم ده‌وێ

من به‌ فرمێسکی ڕنووی کوێستانی کورد په‌روه‌رده‌ بووم
کوڵمی سوور و چاوی شین و سینگی به‌فرینــم ده‌وێ

خۆشه‌ویستی من کچه‌ کوردێـــــــــــکه‌ پاک و نازه‌نین
باغه‌وانه‌ پیره‌م و باغی به‌ په‌رژیـــــــــــــــــــــنم ده‌وێ

نایه‌ڵن قه‌ت چێــــــــــــــــــــــژی ئازادی بچێژم من ده‌نا
خوێنی شیرینم ده‌وێ، کوا ته‌رمی خوێــــــــــنینم ده‌وێ

نایه‌ڵن ئاسووده‌ دانیــــــــــــــــــــــــــــشم له‌ لاپاڵی چیام
قاسپه‌قاسپی خاسه‌که‌و بێ، گرمــــــــــــه‌ی مینم ده‌وێ؟

هه‌ڵپه‌ڕین و پێکه‌نین ده‌بزێوێ هه‌ســـــــــــــــتی ناسکم
کوا دڵی پڕ ئێش و ئۆف و جه‌رگی به‌ بریـــــنم ده‌وێ؟

جێی گه‌رم، پارووی نه‌رم خۆشه‌، به‌ڵام بۆ مافی خۆم
سێبه‌ری ئه‌شکه‌وتی سارد و نوێنی به‌ردیــــــــنم ده‌وێ

به نظر من هیمن ، معلمی بود که به خوبی توانست در شعر " مه‌یدانی شه‌ڕانخێوی " کلمه کوردی را به اوج خود برساند و بیگمان در آینده شاعران و ماموستایان از این هنر درس خواهند گرفت . این کار هم برمی گرد به آن واقعیت که هیمن از بچگی در مناطق کردنشین ، به خصوص در دهات و روستاها در مجالس پیران و کدخداها و مساجد و حجره های درس آماده می شد و کلمات رسا و درست کردی را می فهمید .

شما را به خواندن شعرناڵه‌ی جودایی دعوت می کنم که معلوم می کند که کلمات کوردی به فراوانی در آن یافت می شود :

ڕیگه‌ ده‌بڕم، کوانێ هه‌نــــــــــــــــــگاوم شله‌
ڕاسته‌ بێ‌هێزم، ده‌کـــــــــــه‌م ئه‌مــــــما مله‌

هه‌ر ده‌پێوم کێو و شاخ و چـــــــۆڵ و ده‌شت
دێم به‌ره‌و کانی، به‌ره‌و بـــــاخی به‌هه‌شت

دێم به‌ره‌و زیخ و چه‌و و کانــــــــــیاوی خۆم
چۆن له‌وانه‌ وه‌رده‌گێڕم چـــــــــــــــــاوی خۆم

دێم به‌ره‌و ئه‌و داروبـــــــــــــــــه‌ردو به‌نده‌نه‌
دێم به‌ره‌و ئــــــــــه‌و باغ و مێرگ و چیمه‌نه‌

دێم به‌ره‌و زورک و تــــــــــه‌لان و که‌ندوله‌ند
دێم به‌ره‌و بژوێن و زه‌نـــــــــــــــوێر و زه‌مه‌ند

دێم به‌ره‌و پانـــــــــــــــاوک و هه‌وراز و نشێو
دێم به‌ره‌و ئه‌شـــــکه‌وت و زه‌ندۆڵ و په‌سێو

دێم به‌ره‌و به‌فر و چـــــــلووره‌ و به‌سته‌ڵه‌ک
دێم به‌ره‌و شــــیخاڵ و ڕێچکه‌ و ڕه‌شبه‌ڵه‌ک

دێم به‌ره‌و لــــێڕ و چڕ و به‌ســــــــتێن و چۆم
دێم به‌ره‌و هه‌ڵـــدێر و گێژ و به‌نـــــــد و گۆم

دێم به‌ره‌و هۆبه‌ و هـه‌واری باســــــــــــــــــه‌فا
دێم به‌ره‌و لادێ، به‌ره‌و کانــــــــــــــگه‌ی وه‌فا

زن در اشعار هیمن سرچشمه پاکی و الهام بخش اشعار می باشد و این خصوصیت به اشعارش روحی زیبا و پاک می بخشد :

به‌ڵام ئه‌ی فریشته‌ی جوانی
ڕنگبێ ئه‌م نوکته‌ نه‌زانی
په‌ریی شێعر وه‌ک کچی جوان
بۆ پیاوی پیر نایه‌ته‌ ژوان

زمانی که سخن به حقوق زنان می رسد ، او بدون آنکه ظاهر روشنبینانه به خود بگیرد ، به زمانی ساده و روان کوردی می گوید :

با هه‌زار (زێ) و (گاده‌ر) و (لاوێن)ی ڕوونیشمان هه‌بێ
تاکوو ژن ئازاد نه‌بێ، سه‌رچــــــــــــــاوه‌که‌ی ژین لیخنه

کۆیله‌تی باوی نه‌ماوه‌ کــــــــــــیژی کوردی خۆشه‌ویست!
ڕاپه‌ڕه‌، هه‌سته‌ له‌ خه‌و، ئاخـــــــــــــر چ‌وه‌ختی خه‌وتنه‌

 

هه ژار

  

 

 

عبدالرحمان شرفکندی (( هه ژار )) 

استاد هژار در سال 1300 هجری شمسی در روستای شرفکند ( روستایی در بین شهرهای بوکان و مهاباد در استان آذر بایجان غربی ) به دنیا آمد. پدرش « ملا محمد بور » یکی از عالمان با سواد بود و مادرش هنگامی که هژار کم تر از 2 سال سن داشت ، بر اثر بیماری سل درگذشت.

هژار خواندن علم فقه را از 5سالگی نزد پدرش و سپس نزد چندین ملا یاد گرفت. و از کودکی با کتاب خوانی و کسب علم خو گرفت.

استاد هژار در دوره جوانی به عضویت حزب تجدید حیات کردستان « ژ- ک » در می آید. در سال 1325 و به دنبال شکست این حزب ، آواره عراق می شود و در آن جا سال ها به طور ناشناس ، تن به کارگری می دهد. در همان جا به مرض سل مبتلا می شود و جهت معالجه عازم لبنان می گردد ، دو سال بعد به عراق بر می گردد و در منطقه مرزی « عراق – ترکیه – سوریه » سکنی می گزیند. در همان سال ها با شروع جنگ میان کرد های عراقی و حکومت وقت آن کشور ؛ در حزب ملا مصطفی بارزانی (پدر مسعود بارزانی رهبر حزب پارتی کردستان عراق ) قرار می گیرد و پس از پایان جنگ در سال 1354 با وساطت ملا مصطفی به ایران بر می گردد و به عنوان پژوهشگر در دانشگاه تهران ، مشغول به کار می شود و دست به تألیفات و ترجمه های مختلف می زند که مهمترین اثرش در زبان فارسی ، ترجمه کتاب ارزشمند « قانون در طب » ابوعلی سینا – در پنج جلد – است.

اگرچه هژار مترجم و محققی فعال و موفق بود ، اما در کردستان او را به عنوان شاعر می شناسند و این خود حاکی از طبع بلند شاعری وی و نفوذ عمیق شعرهایش در میان توده ی مردم است. شعر هژار سرشار از واقعیت های تلخ اجتماعی و شکایت از حکومت های جاثر و دفاع از حق در مقابل ظلم است و همین است راز بقای اشعار هژار.

این شخص پرکار و برجسته در دوم اسفند ماه 1369 هجری شمسی دار فانی را وداع گفت و پس از 69 سال زندگی پر درد و رنج ، چراغ حیاتش به خاموشی گرایید و دوستداران شعر و ادب را در سوگ خویش نهاد. روانش شاد و یادش گرامی باد.

مجموعه  آثار استاد هژار

1 – «آله کوک » مجموعه شعر(1945)

2 - « به یتی سه ره مه ر و لاسایی سه گ و مانگه شه و » مجموعه شعر هزار بیتی

3 - « مم و زین خانی » با ترجمه مکریانی (1960)

4 – « یک جلوش تا بی نهایت صفر ها »از دکتر شریعتی. ترجمه به کردی

5 -  عرفان ، برابری ، آزادی از دکتر شریعتی که استاد هژارآن را به کردی ترجمه کرده است.

6 – آری ، اینچنین بود برادر ، از دکتر شریعتی .ترجمه به کردی

7 – پدر! مادر! ما متهمیم ! از دکتر شریعتی ، ترجمه به کردی

8 – تاریخ سلیمانیه ، از عربی به فارسی

9 – روابط فرهنگی ایران و مصر از عربی به فارسی

10 – عشیره فراموش شده گاوان از عربی به کردی

11 – شرفنامه به کردی

12 – دیوان ملای جزیری همراه با شرح آن

13 – فرهنگ فارسی – کردی با خط لاتینی

14 – فرهنگ کردی – کردی و فارسی

15 – تاریخ اردلان از فارسی به کردی

16 – کتابچه ی « پنج انگشت ، یک مشت است.» ترجمه از فارسی به کردی و ویژه کودکان که چندین بار چاپ شده است.

17 – آثارالبلاد و اخبارالعباد از عربی به کردی

18 – عمر خیام به کردی

19 – «بو کوردوستان - هه ژار» دیوان شعر

20 – « قانون در طب » از ابوعلی سینا ترجمه از عربی به فارسی

21 – نسخه اصلی «مم و زین» با معنا و شرح واژه ها و اصطلاحات مشکل آن

ماموستا هه ژار تألیفات ترجمه های دیگر فراوانی دارند و علاوه بر این ها مقالات و اشعار فراوانی نیز در روزنامه ها و مجلات داخلی و خارجی به چاپ رسانده است 

***************** 

ره زبه ر

ره زمان هاته به رُله خه م بوین رزگار

ره زبه ربه خیر بی بوکوردی هه ژار

پربوله میوه ئه م ده رو ده شته

راستی کوردوستان وینه ی به هه شته

نمونه طرح درس برای استفاده همکاران

حقه هاي جالبي با آب

اهداف

دانش آموزان با نقش گرما در تغيير حجم و در نتيجه چگالي مواد آشنا مي شوند.

دانش آموزان انتقال گرمايي همرفتي را درک مي کنند.

 

وسايل لازم

  1. دو ظرف کوچک و دهانه باز کاملا مشابه
  2. آب گرم
  3. آب سرد
  4. رنگ غذا
  5. مقواي گلاسه
  6. قيچي
  7. ظرف بزرگي با سطح زياد ( اگر اين ظرف را نداريد آزمايش را روي سينک ظرفشويي انجام دهيد چون ممکن است کمي کثافتکاري داشته باشد.)

طرح درس

نکته: پيشنهاد مي شود در انجام گام ششم به دانش آموزان کمک کنيد.

 

مراحل زير را براي دانش آموزان شرح دهيد:

1-يکي از ظرف ها را با آب خيلي گرم شير دستشويي پر کرده و قطره اي رنگ قرمز غذا به آن بيفزاييد. قطره چه مي شود؟ يک دقيقه تماشا کنيد سپس آب قرمز رنگ را در ظرف بزرگ بريزيد.

 

2-ظرف ديگر را با آب سرد پر کنيد. يک قطره رنگ آبي غذا به آن بيفزاييد. قطره چه مي شود؟

 

3-حدود 7 سانتي متر از طول يک کارت را ببريد. نهايتاً کارت شما بايد مربعي به ابعاد 7 سانتي متر باشد و بتواند در ظرف را بپوشاند.

4-به آرامي آب آبي رنگ را به ظرف بيفزاييد تا زماني که سطح آب ظرف حالت تحدب پيدا کند.

5-کارت مربع شکل را با دقت روي دهانه ظرف آبي رنگ بگذاريد. با انگشتتان ضربه آرامي به کارت بزنيد. ( به کارت فشار وارد نکنيد چون بايد کاملاً صاف باشد. در واقع کارت نقش درپوش ظرف آب را براي ما دارد.)

6-اين قسمت از آزمايش خيلي حساس و جالب است. بهتر است ابتدا چندين بار اين گام را با آب ولرم و روي سينگ دستشويي تمرين کنيد. ظرف آب آبي رنگ را برداشته و آن را يکباره برگردانيد. نيازي نيست که دستتان را روي کارت بگيريد. آب کارت را سرجايش نگه مي دارد. ( فقط ظرف آب را يکباره برگردانيد و مکث نکنيد. )

اگر به جاي اينکه ظرف را کامل برگردانيد آن را کج کنيد آب سريعاً از آن بيرون ريخته و همه جا را به هم مي ريزد

7-ظرف آبي وارونه شده را دقيقاً روي دهانه ظرف قرمز قرار دهيد.

8-از شخصي بخوهيد تا هر دو ظرف را نگه دارد. آنگاه شما خيلي آرام کاغذ را از ميان دو ظرف بيرون بکشيد.

9-چه اتفاقي مي افتد؟ آب ظرف بالايي چه رنگي است؟ آب ظرف پاييني چه رنگي است؟

10-هر دو ظرف را خالي کنيد. گام اول تا ششم را تکرار کنيد. اما اين بار ظرف آبي رنگ را در ظرف بزرگ قرار داده و کارت را سر ظرف قرمز بگذاريد. يعني اين بار ظرف قرمز را وارونه کرده و در دهانه دهانه ظرف آبي مي گذاريم.

11-کارت را به آرامي از ميان دو ظرف بيرون بکشيد و بگوييد چه اتفاقي مي افتد؟ آب ظرف بالايي چه رنگي است؟ آب ظرف پاييني چه رنگي است؟

 

پرسش هايي براي دانش آموزان

از دانش آموزان سوالات زير را بپرسيد و بحث کنيد:

چرا وقتي آب گرم زير است، آب به سرعت مخلوط مي شود؟

  1. بايد بدانيد که برخي مايعات مي توانند روي هم شناور بشوند. مثلاً روغن روي آب قرار مي گيرد و الکل روي روغن. علت آن است که اين مايعات چگالي هاي مختلفي دارند. وقتي دو مايع مخلوط نشدني را روي هم مي ريزيد مايعي که چگالي کمتري دارد روي مايع چگال تر ( سنگين تر ) قرار مي گيرد. يک قطره روغن نسبت به يک قطره آب هم اندازه اش سبک تر است. چگالي روغن کمتر از چگالي آب است به اين علت روغن روي آب شناور مي شود.
  2. وقتي آب را گرما مي دهيد، حرکت مولکول هاي آب سريعتر مي

شود. آنها بالا و پايين رفته و يکديگر را هل مي دهند. از آنجا که فاصله بين اتم ها در اين حالت بيشتر مي شود، در يک حجم معين از آب گرم مولکول هاي کمتري نسبت به همان حجم از آب سرد وجود دارد. وقتي شما هر دو را روي هم مي ريزيد در حاليکه آب گرم در زير قرار گرفته باشد، مولکول هاي آب گرم به سمت بالاي ظرف حرکت کرده و در اين ميان با مولکول هاي آب سرد مخلوط شده و رنگ آب بنفش مي شود.

چرا وقتي آب گرم را روي آب سرد مي ريزيم با هم مخلوط نمي شوند؟

  1. وقتي آب سرد زير باشد، آب گرم نيازي به بالا آمدن ندارد، چرا که از قبل روي آن قرار داشته است. پس آب سرد آبي رنگ زير و آب گرم قرمز رنگ بالا مي مانند.

چگونه مي توان آزمايش هاي ديگري انجام داد؟

  1. فکر مي کنيد اگر اين آزمايش را تکرار کنيد به نحوي که اين بار مخلوط آب و نمک را در بالا قرار داده و آب خالص را زير آن، چه رخ مي دهد؟ امتحان کنيد و نتيجه را مشاهده کنيد. براي اينکه نتايج را بتوانيد مشاهده کنيد از رنگ غذا استفاده کنيد و مخلوط آب و نمک و آب معمولي (خالص) را به دو رنگ مختلف در آوريد.

 

شعری کوردی

ادامه نوشته